۱۳۸۶ بهمن ۸, دوشنبه

با من بگو از این حکایت ...

این تست یه داستانه که توی این داستان تو فقط یه جاهاییش حق انتخاب داری و مابقیش رو راوی بهت می گه .. فقط قبلش باید خودت رو واقعا توی اون شرایط بزاری ... چون این خیلی مهمه که فکر کنی این اتفاق برات افتاده و حالا تو این شرایط چی کار می کنی و به چی فکر می کنی ...
خوب .. فرض کن تو توی یه کشتی هستی و این کشتی در حال غرق شدنه ... تو تنها راه نجاتی که به ذهنت می رسه اینه که از کشتی بپری تو آب تا شاید راهی برای نجات از مرگ پیدا بشه ..
می پری تو آب . شروع می کنی به شنا کردن که از دور یه قایق نجات می بینی ... میری سمت قایق ..

به نظرت چند نفر تو قایق نجات هستند که به تو کمک کنند ؟

حالا سوار قایق می شی و شروع می کنی به پارو زدن .. همین جوری که میری از دور یه جزیره رو می بینی .. به سمت جزیره میری .. به جزیره که میرسی تصمیم میگیری یه کم آذوقه با خودت برداری و شروع کنی به جستجو توی جزیره ..

چند جفت کفش به غیر از کفش های خودت بر می داری ؟

حالا شروع می کنی به جست و جو توی جزیره .. خیلی خسته شدی .. به یه تپه ی شنی میرسی .. از تپه شنی که بالا میری یه شهری رو از دور می بینی .. می خوای بری سمت شهر که ناگهان متوجه میشی یه استراحتگاه هم سمت راست هست ..

مستقیم به راهت ادامه می دی و میری سمت شهر یا اول میری استراحت گاه و بعد که رفع خستگی کردی به سمت شهر میری ؟

حالا وارد شهر شدی .. توی شهر یه قصری توجه تو رو به خودش جلب می کنه .. وارد قصر میشی و از یه راهرو که منتهی میشی به اتاق پادشاه و ملکه منتهی میشه ..عبور میکنی ...

وقتی به پادشاه و ملکه میرسی رابطه ی اونا رو با هم چه جوری میبینی ؟

خوب حالا برمی گردی تا یه اتاق پذیرایی بری .. باید از یه راهرو پیچ در پیچ بگذری که توش تاریکه و فقط چراغهایی هستند که مرتب خاموش و روشن میشن ..یه لحظه یه نفر از کنارت رد میشه (اگه که مرد باشی یه شاهزاده ی زیبا و دلربا از کنارت رد می شه اما اگه زن باشی یه شوالیه ی زیبا و رعنا) و تو یه لحظه صورتش رو میبینی ..

چهره ی اون تو رو یاد یه نفر میندازه ..تو رو یاد کی میندازه؟

حالا وارد اتاق پذیرایی میشی و یه جام رو روی میز پذیرایی میبینی که توش یه مایعی شاید شراب شایدم یه چیز دیگه هست ..

به نظرت چقدر از لیوان پره ؟

و اما جوابش :
  • تعداد آدمایی که تو قایق نجات میبینی تعداد دوستای واقعی هست که تو زندگیت داری
  • تعداد جفت کفشایی که با خودت برمیداری تعداد عشقای واقعی هست که قبل از ازدواج داری
  • این که مستقیم به سمت شهر میری یا اینکه اول به استراحتگاه میری نشونه ی نظم کاریته
  • رابطه ی پادشاه و ملکه نماد دید تو از زندگی آیندت و رابطت با همسرته
  • کسی که تو راهرو بادیدن اون آدم به یادش میوفتی کسیه که هیچوقت تو زندگیت فراموشش نمیکنی
  • مقدار پر بودن لیوان نشون دهنده ی اینه که تو دوستی چقدر از خودت مایه میزاری
امیدوارم خوشتون اومده باشه

هیچ نظری موجود نیست: